سلام دوست عزيز. اين پيام به این معنی میباشد که ثبت نام نکردید. براي ثبت نام کلیک کنید.با ثبت نام چند مرحله ساده، شما می توانید از امكانات انجمن استفاده وهمچنين عضوي از ستاد سربازان ارتش مهدويت باشيد وگروه فرهنگي پژوهشي قبيله منتظر را در ترويج فرهنگ شيعي انتظار ياري فرمائيد.به اميد زيارت امام زمان زندگي مان حضرت بقيه الله الاعظم عج


تالار گفتمان


آخرین اخبار: --- به کانال تلگرامی ما بپیوندید --- دعای فرج(الهی عظم البلاء)+ترجمه --- *** اطلاعيه بسيار مهم *** --- اطلاعيه همكاري و فعاليت عملي با گروه هاي قبيله منتظر و جنبش سايبري 313 --- دعوت به کار در گروه زبان انگلیسی*مهم* --- طرح ميليونها صلوات جهت تعجيل فرج امام عصر حضرت بقيه الله الاعظم عج ---

ارسال پاسخ 
پژوهشی در باب منجی در آیین زرتشت/ کاری از تیم ادیان و مذاهب قبیله منتظر
11-04-2013, 05:16 PM (آخرین ویرایش در این ارسال: 11-05-2013 12:50 AM، توسط QM313.)
ارسال: #1
Shocked پژوهشی در باب منجی در آیین زرتشت/ کاری از تیم ادیان و مذاهب قبیله منتظر
یا حبیب

با سلام



[تصویر:  1383599793_imam-zaman-2.jpg]
پژوهشی در باب منجی در آیین زرتشت
کاری از تیم ادیان و مذاهب قبیله منتظر

نویسنده: همسنگر گرامی " درپناه بانو"

یکی از خصوصیات فطری انسانها امید به آینده است. آینده ای که از کمبود های
زمان حال خبری نیست و سرشار از کمال مادی و معنوی است. آینده ای که در آن
محبت و عدالت حاکم است و از دشمنی و کینه خبری نیست. این آرزوی تمام
انسانها ست و همه منتطریم آن روز فرا رسد تا همه بدون هیچ دغدغه ای به شادی
در کنار هم زندگی کنیم.

"منجی" کسی است که می آید و با آمدنش دوران طلایی آغاز خواهد شد. درباره ی این
امر، کتابهای آسمانی هم که در پاسخ به نیاز های بشری نازل شده اند در مطالب
انسان ساز خود اشاراتی هر چند مختصر داشته اند. البته باید گفت که در گذر
زمان تعبیراتی به کتابهای مربوط به موعودها منسوب شد که طبق طبیعت انسانی
برخی آن را به پوستینی وارونه تبدیل کردند و از آن در جهت منافع خود سود
جستند. به جز اسلام و قرآن که طبق وعده ی خداوند از هر تحریفی در اصل آن
دور ماند.

در این نوشته می کوشیم تا با نگرشی چند جانبه به مسئله ی موعود های آخر
الزمان در آئین زرتشتی گامی در جهت شناسایی درست از نادرست برداریم و غبار
از مطالبی که در گذر تاریخ به خاک نشسته اند بزدائیم تا درخشش نورانی حقیقت
بر قلب های جویای راستی بتابد.

زرتشت که بود؟

در حدود سال 660 قبل از میلاد زرتشت اسپیتمان متولد شد. (1)گروهی از محققان
زادگاه وی را در غرب ایران و شهر شیز،(2) تخت سلیمان فعلی ذکر کرده اند.(3)
طبق منابع یونانی او مدت هفت سال در دوران جوانی به مراقبه پرداخت و
سرانجام در سن سی سالگی مکاشفه ای به او دست داد و خود را پیامبری مبعوث
شده از جانب اهورامزدا خواند. سپس به دربار شاه آن دیار یعنی ویشتاسب راه
یافت و دو سال طول کشید تا پادشاه را با آئین خود آشنا کند اما با مداخله ی
روحانیون درباری که در آن زمان "مغ" نامیده می شدند زندانی شد. پس از مدتی
و با نشان دادن معجزاتی از خود پادشاه به او ایمان آورد و دین اش را
پذیرفت. سرانجام در سن هفتادو هفت سالگی در اثر هجوم تورانیان در محراب آتش
و هنگامی که به عبادت مشغول بود به قتل رسید.

از او سروده هایی به جا مانده که "گات ها" یا " گاهان" خوانده می شوند. این
منظومه خود قسمتی از "یسنا" است که در کنار "یشت ها"، "ویسپرد"، "خرده
اوستا" و "وندیداد" کتاب مقدس زرتشتیان را تشکیل می دهد. البته نظر اکثر
پژوهشگران بر این است که غیر از "گات ها" بقیه بخش های اوستا، پس از زرتشت
به آن افزوده شده است.(4)

در ابتدا این آئین بر وحدانیت خدا بنا شده بود اما بعد هابه سوی ثنویت "خیر و شر" و ظلمت و نور" سوق یافت.

هر گاه سخنی در رابطه با زرتشتیان به میان می آید سوالهایی چند از جمله همین
ثنویت(5) و یا پرستش آتش از ذهن می گذرند که چون توضیح دادن این موارد باعث
بیرون رفتن ازبحث که درباره ی منجی است؛ می شود به این مطالب نپرداخته و
از آن می گذریم.

وعده ی ظهور منجی در اوستا:

با توجه به این که مهمترین سند هر آئینی کتاب مقدس آن است در ابتدا کوشیدیم
تا به بررسی |آیات و اشارات مربوط به موعود در اوستا بپردازیم اما لازم است
به این نکته اشاره کرد که تنها بخش اول آن یعنی "گات ها" سروده های زرتشت
اند که علاوه بر وجهه یالهی آن به واسطه یشخص زرتشت املا شده اند.(6) مابقی
اوستا ماترک زرتشت محسوب نمی شوند.(7)

نکته دیگر این که در مورد کتاب های مقدس، پژوهشگران همواره با پدیده ای به نام
تفسیر و تحریف دست به گریبان اند به همین علت در این نوشتار سعی بر آن بوده
است که در صورت امکان محکم ترین و مطمئن ترین تفاسیر استفاده شود.
بنابراین تنها دو متن معتبر تصحیح و ترجمه شده که در حال حاضر در جامعه ی
زرتشتیان ایران مقبول است. این دو متن عبارتند از: اوستا به تفسیر و توضیح
آقای ابراهیم پور داوود و اوستا به گزارش اقای جلیل دوستخواه.

ظاهراً در اوستای عهد ساسانی یک بخش راجع به موعود بوده که "بامداد نسک" نام
داشته و امروز در دسترس نیست.(8) اما در اوستای موجود مطالب به اندازه ای
هست که بتواند به شناسایی منجی در این آئین کمک کند.

منجی(9) در این ائین یک نفر نیست بلکه سه نفرند که با نام های: اوخشیت ارته(10) به
معنای کسی که قانون مقدس را پرورش می دهد، اوحشیت نمنگه(11) به معنای کسی
که نماز را بر پا می دارد و استوت ارته (12)به معنای کسی که همه از پرتو او
به زندگی جاوید می رسند یاد شده است.(13)

در "گات ها" نیز زرتشت چندید بار خود را سوشیانت (به معنای نجات دهنده)
خوانده است. این واژه از ریشه ی "سو" یا همان سود و منفعت گرفته شده است که
به معنای سود رسان نیز هست:«او را از این جهت سوشیانت خوانند که به همه ی
جهان مادی منفعت و سود می رساند.» (14)در جای جای اوستای نو، فروهر (روح
الهی) وجود این سه منجی ستایش شده است و بر آنها درود فرستاده اند: «ما می
ستائیم فروهر مقدس درگذشتگان پاکدین را و فروهر پاک دینانی که در حیات
هستند و فروهر مردانی که هنوز متولد نشده اند و سوشیانس های نو کننده ی
جهان خواهند بود.»(15) البته طبق نص یسنا از اوستا، زرتشت تجسم نیکی خیر و
کمال و بزرگترین سوشیانس بود.(16) اما او آخرین رهاننده نیست. آخرین
رهاننده کسی است که دنیا را نو می کند و انسان ها را پیر نشدنی و نامیرا و
جاوید و بالنده می سازد: «در آن هنگام که مردگان بر می خیزند و زندگی بی
مرگی آغاز می شود و جهان را به خواست خود نو می کند.»(17)


از این گفتار می توان نتیجه گرفت که واژه ی سوشیانس در کاربردهای جمع خود
در اوستای جدید زرتشت حامیان،یاران، مبلغین، نو سازان و آرایندگان جهان
پایانی می باشد که ویژگی های عمده ی آنان عبارت است از: خردمندی، نیکوکاری،
سود رسانی به همه ی موجودات، ستایش پروردگار، آراستن عالم معنوی، غلبه بر
خصومت مردمان و پاک کردن جهان از دروغ.(18)

تولد موعود در آئین زرتشت:

در متون فارسی میانه و اوستا چگونگی تولد سه منجی که در آئین زرتشت از آنها
به نام های "هوشیدر" ، "هوشیدر ماه" و " سوشیانس" یاد می کنند نقل شده است و
بدین گونه است که:

زرتشت در مدت سه ماه، سه بار به همسرش "هوو" نزدیک می شود و هر بار همسرش در آب
دریاچه ای موسوم به "کیانسه" شستشو می کند و نطفه ی او با آب دریاچه می
آمیزد. ایزد نریو سنگ(19) هر بار, نیرو و روشنی را از این نطفه می گیرد و
به ایزد ناهید(20) می سپارد تا به هنگام مقتضی آن را با نطفه مادر بیامیزد.
نگهبانی از این سه نطفه به عهده ی 99999 فروهر پرهیزگار است.(21)

البته بر مبنای مطالب بندهش،(22) این نطفه با آب دریاچه نمی آمیزد بلکه به زمین
فرو می رود.(23) نکته جالب این جاست که در اوستای نو، نام مادران این سه
رهاننده نیز ذکر شده و به روان ایشان درود فرستاده اند.(24)

پس از هزار سال از زمان زرتشت، دختری از نژاد پاکان به نام "نامی پد" (25)
وارد دریاچه ی کیانسه شده و غسل خواهد کرد و از نطفه ی زرتشت که در آن محل
است باردار شده و به این ترتیب منجی اول در این آئین به نام "اوشیدر" یا
"هوشیدر" یا همان " اوخشیت ارته" متولد می شود که هزار سال بعد متعلق به
اوست. سی سال پیش از پایان هزاره دختری به نام "وه پد"(26) در آب شستشو می
کند و هوشیدر ماه یا همان "اوخشیت نمنگه" از او زاده می شود و بالاخره سی
سال مانده به پایان هزاره دختری به نام "گواگ پد"(27) همین عمل را تکرار می
کند که منجر به تولد "سوشیانس" یا همان "استوت ارته" می شود. هر سه دختر
پانزده سال تمام دارند که باردار می شوند و پیش و پس از بارداری تا هنگام
تولد فرزندشان با مردی نبوده اند. در زمان بارداری هم بر خلاف همه علائم و
آثار بارداری در ایشان معلوم نمی شود.

در کتاب هشتم دینکرد(28) شرح کاملی از نحوه ی تولد و ظهور منجی ها و حوادث
دوران آنها آمده است. به دلیل پیشبینی نحوه ی تولد منجی ها در این آئین،
هنگامی که نهصد و هفتاد سال از هزاره می گذرد قومی که در بالای کوه
"اوشیدا" یا "کوه خدا"(29) زندگی می کردند دختران پانزده ساله و پاکدامن
خود را برای آب تنی به آن دریاچه می فرستادند. دختران باید سر خود را در آن
آب می شستند و جرعه ای از آن را می نوشیدند تا یکی از آنها از آب دریاچه
باردار شده و منجی متولد شود.

امروزه این آئین هر نهصد و هفتاد سال تکرار نمی شود بلکه هر ساله مسافران مرزهای
ایران و افغانستان شاهد مراسمی به نام " اوشیدر" هستند. برگزاری این آئین
در میان مردم آبادی های کنار رودخانه های هیرمند رواج دارد و شیوه ی اجرای
آن به این ترتیب است که شب قبل از نوروز، دختر زیبایی را بر شتر آذین بسته
سوار کرده و به کناره ی رود هیرمند می برند. در آنجا مردان و زنان از هم
جدا می شوند. مردان دور از اجتماع زنان و دختران به کناری می روند و به
شادی می پردازند اما زنان، دختر زیبا را که اوشیدر نام نهاده اند در آب می
نهند و تا نیمه شب به رقص و پایکوبی ادامه می دهند پس از ان دختر را به
خانه باز می گردانند.(30)

طبق اسناد نسب مادران
موعود ها مستقیما به سلسله ای می رسد که در رأس آن "ایسدواستر" پسر زرتشت
است. یعنی هر سه منجی را هم از جانب پدر و هم از جانب مادر می توان منتسب
به زرتشت دانست.

زندگی و حیات موعود ها:

روشن است که یک فاصله ی زمانی میان تولد منجیان و هنگام ظهورشان وجود دارد

سوال این جاست که در این مدت آنها کجا و چگونه زندگی می کنند؟ چه مراحلی را می
گذرانند تا برای قیام آماده شوند؟ در آئین زرتشت زمان تولد تا ظهور منجی ها
بسیار کوتاه است. بر طبق روایات هر سه فقط سی سال زندگی معمولی دارند و
درست در رأس سی سالگی به همپرسگی و حضور نزد اهورامزدا نائل می شوند.
متأسفانه به غیر از روایات در مورد ولادت موعودهای آئین زرتشتی هیچ اشاره
دیگری تا روایاتی که درباره ی ظهور آنهاستدر دسترس نیست و به عبارت دیگر
اوستا و متون پهلوی در مورد نحوه ی زندگی و امرار معاش موعودها تا سی سالگی
سکوت پیشه کرده اند.پس از سن سی سالگی هر کدام از موعودها. مدتی را از قوم
خود غایب می شوند. منابع زرتشتی این مدت را برای "هوشیدر" ده سال،
"هوشیدرماه" بیست سال و "سوشیانس" سی سال عنوان کرده اند.(31)

مطلب دیگری که در ارتباط با موعودها به میان می آید، اماکن مربوط به منجی هاست.
در "وندیداد" فرگرد دوم، از قلعه ای به نام "ورجمکرد"(32) صحبت می شود که
در زمان هوشیدر و بلایای نازله در آن پناهگاه موجودات خواهد بود. محل این
قلعه در پارس واقع در جنوب ایران ذکر شده است.(33) در نوشته هایی دیگر سخن
از قلعه ای به نام "کنگ دژ" به میان آمده که توسط "سیاوش" – یکی از
پهلوانان اساطیری ایران –بنا گردیده است و در ناحیه ی خراسان قرار دارد.
بنا به نوشته ها این دژ که مکان فعلی آن مشخص نیست پناهگاه عده ای است که
در پایان جهان به یاری سوشیانس می شتابند.(34)

علائم پیش از ظهور منجی ها در آئین زرتشت:

از نشانه های کلی ظهور می توان به تغییر نور خورشید و زمین لرزه اشاره
کرد.(35) جاماسب نامه که یکی از کتب معتبر زرتشتی است اوضاع آن روزگار را
چنین توصیف می کند: «زمین لرزه بسیار بباشد و بسیار ویرانی بکند. جوانان
زود پیر شوند و هر کس از کردار بد خویش شاد است و ارجمند. مردم ستمگر را به
نیکی دانند و مردم به دین را دیو دانند. اندر زمین خراسان پادشاهی نامیرا و
نامرئی باشد.»(36)

در تشریح اوضاع پیش از ظهور در این آئین به مشکلی بر می خوریم .و آن این که
اصولاً وقایع دوران هر موعودی خود علائم ظهور موعود بعدی محسوب می شود. با
توجه به این مسئله مجبور به بررسی وقایع دو موعود اول برای درک بهتر آخرین
منجی، "سوشیانس" می شویم.

قبل از ظهور هوشیدر شاهزاده ای پارسا که از نژاد باستانی کیانی – یکی از سلسله
های قدیمی ایران _ است به نام "بهرام ورجاوند" یا "شاپور" در سن سی سالگی
با لشگری عظیم از هند و چین به سوی بلخ می آید و از همه جای ایران به یاری
او می شتابند. او پس از جنگ با دشمنان به پیروزی آبادانی ایران و خراسان می
شود تا این که مغلوب دیوی به نام "ملکوش" که از نژاد قاتلین زرتشت است؛ می
شود و در زمستانی که سه سال طول می کشد گرفتار شده و دئولتش رو به زوال می
رود. ملکوش نیز بر اثر نفرین زرتشتیان می میرد و جهان به مسیر اولش باز می
گردد.(37)

این زمستان طولانی باعث نابودی دنیا و انسانها و چهار پایان می شود. اینجا
سوال پیش می آید که بت وجود نابودی دنیا چه طور دنیا دوباره به روال عادی
خود باز می گردد؟ در کتاب "خرمشاه" مختصری در این باره توضیح داده شده است:
«قبل از ظهور ملکوش، جمشید باغی به نام ورجمکرد (همان قلعه ای که پیش از
این معرفی شد) در زیر زمین می شازد که در آن از هر جانداری یک جفت نگهداری
می کند و پس از پایان یخبندان و سرما و مرگ ملکوش، آن موجودات بیرون آمده و
زندگی را آغاز می کنند.»(38)

از دیگر علائم ظهور در دوران هوشیدر می توان به موارد زیر اشاره کرد: روشن تر شدن شب، حرکت
کردن ستاره بنات النعش – هفت اورنگ – از جایگاه خود به سوی وسط آسمان،
گسترش حسد و کین، رواج پیمان شکنی و ...(39)

اما مهمترین علامت ظهور هوشیدر این است که خورشید به مدت ده روز در میان آسمان
می ایستد. در این مدت هر کس به آئین زرتشت شک داشته باشد کافی است تا به
آسمان بنگرد و اگر کسی دیندار نباشد زهره ترک شده و بدین ترتیب جهان از
گناهکاران پاک می شود.(40)

پس از قیام هوشیدر تا مدتی مردم در صلح و آرامش زندگی می کنند اما پس از مرگ
وی تأثیرات مرتبط با او نیز رنگ می بازند. هوشیدر صد و پنجاه سال زندگی می
کند و هزاره ی وی پانصد سال است.(42) پس از آن دنیا درحالتی بین خوبی و بدی
می گذرد تا این که با نزدیک شدن به هزاره ی "هوشیدر ماه" کما بیش همان
علائم منهای قیام بهرام ورجاوند تکرار می شود با این تفاوت که این بار
خورشید بیست روز در اوج آسمان قرار می گیرد.(43) در منابع زرتشتی آمده است
که در هزاره ی هوشیدر ماه نیروی حرص و آز آن قدر کم می شود که انسانها با
خوردن یک وعده غذا سه شبانه روز سیر هستند(44) و از خوردن گوشت و لبنیات و
گیاهان مغذی دست می کشند تا حدی که در ده سال پایان این هزاره هیچ غذایی
نمی خورند اما نمی میرند.(45) در این هزاره مردم به قدری در پزشکی و شناخت
گیاهان دارویی مهارت پیدا می کنند که جز شمشیر عامل دیگری برای مرگ نخواهد
بود.(46) در این دوران گیاهان نیم خشکند و هیچگاه برگ ریزان پائیزی نخواهند
داشت.(47)

در پایان هزاره ی هوشیدر ماه دیوی اهریمنی به نام "ضحاک" یا "اژی دهاک" ظهور
می کند که سه سر و شش چشم دارد و علاقه ی شدیدی به ویرانی و تخریب دارد. او
که قبلاً توسط فریدون اسیر و در کوه دماوند زندانی شده است با کمک یک
"آشموغ" (فردی ملحد و بدعت گذار) آزاد می شود و باعث نابودی یک سوم جمعیت
دنیا می شود. ضحاک به دست گرشاسب (از پهلوانان اساطیری ایران) که با صدای
فرشته ای که او چهار بار او را به نام می خواند از خواب برخواسته؛ کشته می
شود.(48)

از نشانه های قطعی ظهور سوشیانس – آخرین منجی – سقوط ستاره ای دنباله دار به
نام "جوزهرمار" و یا "گوزهر" بر زمین است.(49) یکی دیگر از نشانه های قطعی،
توقف خورشید در آسمان به مدت سی شبانه روز است.(50) هزاره ی سوشیانس پنجاه
و هفت سال است و کارها بر مبنای گاهان جریان می یابد.(51) از این پنجاه و
هفت سال، در هفده سال غذای مردم گیاه است. سی سال فقط آب می خورند و در ده
سال پایانی خوراک مادی ندارند.(52)

در خود اوستا هیچ زمان دقیقی برای ظهور مشخص نشده است اما در متون پهلوی تا
حدی در این امر افراط شده که حتی روز ظهور نیز مشخص شده است. مثلاً در یکی
از این روایات آمده است:«زرتشت از هرمزد پرسید چه مدت به زمان فرشگرد (یعنی
زمان بازسازی جهان توسط موعود آخرین) باقی مانده است؟ هرمزد گفت که: سه
هزار سال.»(53)

سوشیانس در قیامش به زنده کردن مردگان نیز می پردازد. این کار را در پنج روز
پایانی اسفند انجام خواهد داد به این صورت که در روز بیست و پنجم اسفند ماه
یک پنجم از مردگان را صدا می زند و آنها برای رستاخیز بر می خیزند و از
شربتی که سوشیانس تهیه کرده می نوشند تا نامیرا شوند. این کار تکرار می شود
تا همه ی مردگان از قبرهایشان برخیزند. زرتشتی ها هم قائل به معاد جسمانی
هستند نه روحانی.

روایات دقیق دیگری هم هست که
موعد ظهور هر سه منجی را روز ششم فروردین ماه ذکر می کنند که البته این روز
طبق سنت پیش از این روز تولد کیومرث، مشیک و مشانه (همان آدم و حوای
خودمان) و زرتشت نیز بوده است.(54)

در مورد مکان ظهور سوشیانس طبق نص خود اوستا در کنار دریاچه ی "کیسانیه"
خواهد بود و این تنها مختص او نیست بلکه هر سه موعود از همان جا قیام
خواهند کرد:«فر توانا را می ستائیم که در آینده به آن کسی که مختص خواهد شد
که از ناحیه ی "کانس اوایه" سلطنت خواهد انگیخت که رود "هئومنت" در آن
میریزد و کوه "اوشیدا" در کنار آن واقع است.»(55)

شارحان اوستا این کوه را "کوه خواجه" فعلی می دانند که هنوز خرابه هایی از
زیارتگاه های گذشته در آن به جای مانده است و برخی هم اکنون نیز در آن جا
مراسم قربانی به جا می آورند.(56)

یکی از دلایل شارحان چنین است که تنها محای در سیستان و بلوچستان فعلی که کوهی
در کنار دریاچه ای واقع شده همان دریاچه ی هامون و "کوه خدا" یا "کوه
خواجه" است. در ضمن به نظر می رسد که رود هیرمند یا هلمند فعلی نیز از لحاظ
ریشه ی لغوی با "هئومنت" در اوستا هم خانواده باشد.(57) در کتابهای پهلوی
هم درباره ی این موضوع صحبت شده است. مثلاً در بندهش هندی محل این دریاچه
در سکستان – منظور سیستان است – و کیفیت آب آن شور توصیف شده است. البته آب
آن در حال حاضر شور نیست فقط اندکی بدمزه است. می گویند در هنگام ظهور
شیرین می شود.(58)

البته در دینکرد آمده است که رستاخیز ایران از کنگ دژ آغاز خواهد شد زیرا "خورشید چهر" یکی از پسران زرتشت در آنجا سکونت دارد.

همچنین درباره ی یاوران سوشیانس باید گفت که او همراه صد و پنجاه نفر که همگی
زورمند و بلند بالا و فراخ شانه و ستبر بازو و پر مو(!) هستند قیام را آغاز
خواهند کرد و از دیگر نشانه های همراهان سوشیانس این است که تبه کاران از
دیدن آنها به هراس می افتند.(59)


آنچه پیش از این خواندید طبق اسناد و نوشته های زرتشتی بود. به شخصه علاقه مند
بودم تحقیقات میدانی بیشتری در این زمینه انجام پذیرد اما معدود دوستان
زرتشتی هم که پای صحبت شان نشستم علاقه ای به باز کردن مسائل آئین خود
نداشتند و در واقع می توان گفت جامعه ی زرتشتی ایران به صورتی کاملاً بسته
مشغول فعالیت آئینی خویشند.

اما یکی از موضوعاتی که تبدیل به سوالی بزرگ می شود این است که با این همه دقت
درباره ی جزئیات و پیشگویی هایی این چنین ملموس و واقعیت را چگونه می توان
یافت؟

با توجه به این که اکثر مورخان زرتشت را متعلق به قرن هفتم پیش از میلاد می
دانند. طبق متون پهلوی باید اولین موعود که هزار سال پس از زرتشت قیام می
کند در حدود قرن چهارم میلادی ظهور کرده باشد. در حالی که هیچ نشانه ای از
این امر در تاریخ نیست. طبق اسناد تاریخی در حدود سال هزار و چهارصد میلادی
هم نشانه ای از ظهور هوشیدر ماه یا دومین منجی یافت نمی شود. حتی اگر
مورخان در تعیین سن زرتشت نیز اشتباه کرده باشند که تقریبا امری محال است؛
باید هم اکنون قیامت بر پا شده و دنیا به آخر رسیده باشد.

البته برخی مورخان دلسوز نیز بیکار ننشسته اند و سعی در توجیه موعود ها کرده
اند. مثلاً در بهمن یشت آمده است که باید سه دوره ی دیگر به چهار دوره ای
که از تقسیم بندی جهان مذکور بود (یعنی چهار دوره ی سه هزار ساله) افزوده
شود. به این صورت نیز هوشیدرباید در سال 1600 متولد شده باشد (60) که البته
طبق مدارک موجود هم چنین اتفاقی نیفتاده است و طبق روایات ایرانی (بندهش) و
یونانی (پلوتارخ) می توان نتیجه گرفت که همان چهار دوره ی سه هزار ساله
صحیح تر است و ایراد را باید در جای دیگری جستجو کرد.(61)

برخی نیز وانمود می کنند که "مانی" همان موعود اول است. البته مانی در سال 216
میلادی و در همدان به دنیا آمد و خود را نه هوشیدر که سوشیانس نامید. هر
چند تقریبا هزار سال پس از زرتشت ظهور کرد اما از نظر زرتشتیان بدعت گزار
محسوب می شود و مانند هوشیدر بدعت شکن نیست.

آئین مانویت در واقع تلفیقی از پاره ای از مبانی مسیحیت با اعتقادات زرتشتی و
برخی عقاید بین النهرینی است و به همین دلیل زرتشتیان او را موعود مزدیسنا
نمی دانند.

طبق روایات زرتشتی یکی از نشانه های ظهور "بهرام ورجاوند" است که از مشرق ظهور
می کند. چون ردپایی از او در تاریخ یافت نشده است برحی از روایات متأخر
زرتشتی او را با همان "بودای موعود" یکی گرفته اند. به تعبیری ظهور بودا از
تبت همان ظهور بهرام ورجاوند و مقدمه ی ظهور موعودهای زرتشتی است(62) اما
از آنجایی که بودائیان هنوز منتظر موعود خود هستند لذا این نشانه نیز هنوز
تحقق نیافته است.

درباره ی آن سرمایی که باعث مرگ
همه ی موجودات شده باشد و سه سال طول کشیده باشد در هیچ منبع تاریخی و حتی
هیچ فرهنگی شنیده نشده غیر از عصر یخبندان که بیش از سه سال طول کشیده است و
چون پیش از تاریخ باستان بوده از حوزه ی بحث خارج است.

از دیگر علائم ظهور هم که نام برده شد بی نیازی مردم از غذاست که از نظر عقلی
غیر ممکن است مگر این که یک جهش ژنتیکی خاص باعث تکامل بشر شود که حتی این
امر هم از عقل به دور است زیرا جسم در جهان ماده نیاز به غذا دارد.

از این دست موارد بسیار در علائم و نشانه های ظهور نقل شده است که به راحتی
قابل تشکیک و رد شدن هستند مثلاً به هم خوردن نظم خورشید باعث از بین رفتن
حیات در کل زمین خواهد شد و این قدر طول نمی کشد تا سوشیانس قیامش را تکمیل
کند.

مهمترین خدشه ای که می توان به این مسئله – موعودهای آئین زرتشتی – وارد کرد مستند
نبودن مذهبی آنهاست. روایات پهلوی و کتب روایی که از آنها نام برده شد هیچ
کدام از خود زرتشت نیست. تنها بخشی از اوستا که متعلق به خود زرتشت می
باشد گاهان است که در آن هیچ اشاره ای به سوشیانس نشده است. علاوه بر این
به نظر می رسد آمیختن اسطوره به واقعیت باعث سردر گمی و کم شدن از بار
مستند روایات می شود به گونه ای که در برخی جاها وقتی به اسامی اساطیری چون
ضحاک، بهرام ورجاوند، پشوتن، گرشاسب، جمشید و... روبرو می شویم به این
موضوع می رسیم که اگر این افراد واقعیت داشته اند و کارهایی به این مهمی
انجام داده اند چرا در تاریخ از آنها نامی نشنیده ایم و اگر واقعی نیستند
چگونه با حقیقت مهمی چون موعود در آئین زرتشت آمیخته اند؟


پی نوشت ها:

1 )ابرهیم پور داوود،تصحیح گات ها، ص 28

SHIZ) 2

3 )ابراهیم پور داوود، تصحیح گات ها ص 23

4 )جان بی ناس، تاریخ جامع ادیان، ص6-455

5 )اعتقاد داشتن به دو خدا. یکی خدای خوبی ها مه او را اهورامزدا می نامند و دیگری خدای پلشتی ها که او را اهریمن می خوانند.

6 )احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص35

7 )اوستا، گزارش جلیل دوستخواه،ج1،ص13

8 )پور داوود، سوشیانش، ص3

9 )یا سوشانس و یا سوشیانت

Evakhshit-Ertah) 10

Evakhshit-namangah) 11

Estvat-Ertah) 12

13 )اوستا، فروردین یشت، ص 9-128 و پور داوود، سوشیانش، ص15

14 )فروردین یشت، فقره 129

15 )یسنا، هات24، فقره 129

16 )هات 46، قطعه ی 31

17 )اوستا، زامیاد یشت، کرده10، بندهای 9-11

18 )پور داوود، سوشیانس، ص8-10

19 )ایزد پیام آور هرمزد و یاری کننده ی پادشاهان و پهلوانان

20 )یا آناهیتا؛ ایزد بانوی موکل بر آب

21 )مینوی خرد، ترجمه ی احمد تفضلی، ص 87

22 )یکی از کتابهای مهم روایی پهلوی است

23 )بندهش ص 203

24 )اوستا به گزارش جلیل دوستخواه، ج1، ص13

25 )آن که پدری مشهور دارد

26 )آن که دارای پدری خوب است

27 )کسی که دارای پدری افزاینده است

28 )دینکرد،کتاب هشتم، فصل 14، فقرات 4-12

29
)کوهی است در سیستان که امروزه به نام کوه خواجه مشهور است و نام محلی آن
سرای ابراهیم است. نک جستار درباره ی مهر و ناهید نوشته ی دکتر مقدم،
ص26-28

30 )حسن زنده دل، مجموعه راهنمای جامع ایرانگردی، ص119

31 )رستم اولان والا، روایات داراب هرمزدیار، ج2، ص48

Varajamkard) 32

33 )مینوی خرد،ص 141

34 )همان، ص140

35 )جان هیلنز،شناخت اساطیر ایران، ترجمه ؤاله آموزگار، ص106

36 )جاماسب نامه، ترجمه صادق هدایت، ص8-117

37 )روایت پهلوی، ترجمه مهشید میر فخرایی، ص 164

38 )ابراهیم پور داوود ، خرمشاه، ص74

39 )جاماسب نامه، ص88

40 )دینکرد، ص391، به نقل از نجات بخشی در ادیان، محمد تقی راشد، ص97

41 )جاماسب نامه، ص 89

42 )همان

43 )اوستای نو، روایت فقره 48، بند 22 و 23

44 )دینکرد ج7، فقره 9، بند1

45 )جاماسب نامه، ص 5-124

46 )زند و هومن و یسن، ص69

47 )سوشیانس، پور داوود، ص46

48 )جاماسب نامه، ص121

49 )بندهش هندی، بخش 26

50 )پور داوود، سوشیانس، ص46

51 )گزیده های زاد اسپرم، فقره 24، بند 46

52 )دینکرد،ج7، فقره10، بند3

53 )مهشید فخرایی، روایت پهلوی، ص38

54 )مصطفوی،سوشیانت، سیری در اندیشه ی ایرانیان درباره ی موعود آخر الزمان، ص129

55 )اوستا، زامیاد یشت، کرده 15، بند 92

56 )اوشیدری، دانشنامه ی مزدیسنا، ص143

57 )مهدویت در اسلام و دین زرتشت، علیرضا ابراهیم، ص56

58 )بندهش هندی، فصل13، فقره16، و بندهش ایرانی، ص74 و پور داوود، سوشیانس، ص21

59 )دینکرد،ج7، فقرات7-45 و مصطفوی، سوشیانت، سیری در اندیشه ی ایرانیان درباره ی موعود آخر الزمان، ص87

60 )زند و هومن و یسن، فصل3 و هینلز، شناخت اساطیر ایران، ص 168

61 )مهدویت در اسلام و دین زرتشت، علیرضا ابراهیم، ص94
62 )رستم اولان والا، روایت داراب هرمزدیار، ص69

[تصویر:  ANTI-SATAN.gif]

خدایا !یا امام زمان(ع) ... غلط کردم ...
[تصویر:  0-%28234%29.gif]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مالک اشتر" ، chblabnm
05-13-2017, 06:41 PM
ارسال: #2
RE: پژوهشی در باب منجی در آیین زرتشت/ کاری از تیم ادیان و مذاهب قبیله منتظر
خیلی هم عالی

ph متر جملات زیبا
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان